ضرورت مدیریت جهادی

موضوع : ضرورت مدیریت جهادی
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌رضا تقوی

******

مقدمه:

اگر بتوانیم نظام مدیریتی کشور را برای همیشه براساس مدیریت جهادی تعریف و ساختارسازی کنیم، نهایت خدمت را به جامعه و پیشرفت کشور انجام داده‌ایم و اگر قادر به انجام چنین کاری نباشیم، در برخی از مقاطع زمانی و به‌خاطر برخی از شرایط تحمیلی بر جامعه، لازم است تا زمانی‌که آن شرایط تحمیلی وجود دارد، مدیریت‌های مختلف را با روش‌های مناسب، از شرایط معمولی خارج نموده و به فضای جهادی وارد کرد. در این شرایط است که مدیریت جهادی ضرورت پیدا می‌کند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که مدیریت جهادی در دو مقطع ضرورت پیدا می‌کند:
۱٫ از زمانی‌که یک ملّت مورد هجمه بی‌رحمانه خارجی قرار می‌گیرد و از هر طرف برای از پای درآوردنش از شیوه‌های ناجوانمردانه استفاده می‌کنند تا ارکان اقتدار آن نظام را در هم شکنند، مدیریت جهادی ضرورت پیدا می‌کند؛ زیرا در چنین شرایطی یکی از راه‌های مقابله با تهاجمات دشمنان، اداره امور کشور با روحیه و مدیریت جهادی است. مقام معظم رهبری می‌فرماید:
«روحیه جهادی لازم است. ملّت ما از اوّل انقلاب تا امروز در هرجایی که با روحیه جهادی وارد میدان شده، پیش رفته، این را ما در دفاع مقدس دیدیم، در جهاد سازندگی دیدیم، در حرکت علمی داریم مشاهده می‌کنیم. اگر ما در بخش‌های گوناگون، روحیه جهادی داشته باشیم؛ یعنی کار را برای خدا، با جدّیت و به‌صورت خستگی‌ناپذیر انجام دهیم- نه فقط به عنوان اسقاط تکلیف- بلاشک این حرکت پیش خواهد رفت.»(۱)
۲٫ هرگاه سستی‌های درونی، غفلت‌ها و تن‌پروری‌ها، عدم احساس مسئولیت و از دست دادن فرصت‌ها موجب شد که جامعه با مشکلات فراوانی روبه‌رو شود و به‌خاطر ناکارآمدی سیستم مدیریتی، فرصت‌ها و سرمایه‌ها از دست برود، مدیریت جهادی ضرورت پیدا می‌کند تا در چنین شرایطی پا به عرصه کارزار گزارد و بر عرشه مدیریت بنشیند و کشتی جامعه را در دریای موّاج زندگی به ساحل نجات برساند. مقام معظم رهبری در مورد ضرورت مدیرانی که سطح کارآمدی نظام را ارتقاء ببخشند و جامعه را از حالت رکود خارج سازند، می‌فرماید:
«اگر مردم دنبال رئیس‌جمهور یا دنبال نماینده مجلس می‌گردند، کسانی هستند که می‌خواهند آن‌ها را با انتخاب تعیین کنند، در پی آن هستند که انسان‌های کارآمدی را بر اریکه مسئولیت بنشانند تا آن‌ها بتوانند سطح کارآمدی نظام را افزایش بدهند و مشکلات مادی و معنوی مردم را حل کنند؛ این خواست مردم است.»(۲)
ارکان مدیریت جهادی
برخی فکر می‌کنند که با قرار دادن یک نیروی کارآمد، متعهد و پرتلاش در رأس یک سازمان، به مدیریت جهادی دست یافته‌اند، در صورتی‌که مدیریت جهادی «فردی» نیست که با جابجایی یک فرد هرچند توانمند، اتفاق بیفتد، بلکه یک «مجموعه» است که باید جهادی شود تا چنین مدیریتی شکل بگیرد.
به عبارت دیگر، مدیریت جهادی ارکان و ضمائمی دارد که اگر به آن ارکان توجه نشود و یا یک رکن ازآن نادیده گرفته شود، مدیریت جهادی تحقق پیدا نخواهد کرد. برشمردن این ارکان ما را بیش‌تر با محتوا و گستره چنین مدیریتی آشنا می‌سازد:
۱- مدیر:
نخستین و شاید بتوان ادعا کرد که مهم‌ترین رکن مدیریت جهادی، شخص مدیر است. مدیر در حقیقت سکان‌دار کشتی سازمانی است که باید درآن نقش‌آفرینی کند.
مدیر چه بخواهد، چه نخواهد، مسئولیت همه رفتارها و عملکردهای درون یک سازمان را برعهده دارد.
مدیر در برابر قانون و مقررات و مسئولان بالاتر باید پاسخ‌گو باشد.
مدیر در دایره سازمان، نقطه مرکزی آن سازمان به‌شمار می‌آید که پرگار همه فعالیت‌ها بر محور وجود او می‌گردد. علی؟ع؟ می‌فرماید:
«أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی … .»(۳)
«موقعیت من در امر خلافت و مدیریت جامعه اسلامی، همانند آن میله و قطبی است که در وسط سنگ آسیا قرار دارد … .»
از منظر دیگر:
«وَ مَکَانُ الْقَیِّمِ بِالْأَمْرِ مَکَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ یَجْمَعُهُ وَ یَضُمُّه … .»(۴)
«مدیر به منزله آن رشته‌ای است که از وسط دانه‌های تسبیح می‌گذرد و همه دانه‌ها را در یک مدار، به هم مرتبط می‌سازد.»
۲- همکاران:
هر مدیری برای اجرایی‌کردن اندیشه‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های مدیریتی و پیش‌بردن کارها، نیاز به همکاران و همراهانی دارد تا او را در رسیدن به اهداف یاری برسانند. در هر سازمانی همکاران مدیر، به‌منزله اجزایی از پیکره مدیریت به‌حساب می‌آیند. اگر این اجزاء با کل، همراهی و هماهنگی نداشته باشند، مدیر نمی‌تواند کارها را پیش ببرد. همکاری وقتی به‌خوبی شکل می‌گیرد که همکاران با یکدیگر سنخیت داشته باشند. چنان‌که گفته‌اند: «السنخیه عله الانضمام.»
مدیر جهادی، معاونان و همکاران جهادی می‌خواهد؛ زیرا اگر همکاران مدیر نگاه، تلاش، توقع و اعتقادشان جهادی نباشد و یا سنخیت و تجانسی با یکدیگر نداشته باشند، چگونه می‌توانند کارها را به‌پیش ببرند؟
قرآن‌کریم در داستان حضرت موسی؟ع؟ می‌فرماید: آن‌گاه‌که قبای پیامبری بر قامت موسی؟ع؟ پوشانده شد تا پیام الهی را از موضع رهبری امّت، به مردم ابلاغ کند و با فرعون ستمگر که یکی از موانع مهم هدایت به‌سوی خداوند سبحان بود، به ستیز برخیزد و مظلومان و مستضعفان را از زیر بار ستم و ستم‌گری نجات بخشد؛ «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی»(۵) از خداوند، برای این امر مهم، همکار و وزیری را درخواست کرد که از خاندان و برادر او باشد تا با انتخاب چنین همکار و دستیاری پشت خود را محکم کند و بر قدرت و قوّت خویش بیفزاید:
«وَ اجْعَلْ لی‏ وَزیراً مِنْ أَهْلی، هارُونَ أَخی، اشْدُدْ بِهِ أَزْری، وَ أَشْرِکْهُ فی‏ أَمْری.»(۶)
«خداوندا! برای من وزیر و همکاری از خاندانم قرار بده، هارون برادرم را برای این مسئولیت پیشنهاد می‌کنم، پشت مرا با همراهی او تقویت فرما و او را در مسئولیتم شریک گردان.»
نکته‌های فراوانی در این آیات نورانی وجود دارد که در موضوع مدیریت جهادی باید مورد توجه قرار بگیرد:
۱-    مدیران، نیاز به همکارانی دارند تا آن‌ها را در اداره امور یاری کنند؛ «واجعل لی وزیراً».
۲-    این همکاران باید آن‌قدر به مدیر نزدیک باشند و پیوندهای اعتقادی، عاطفی، فکری و مسئولیتی آنان مستحکم باشد که گویا از یک خانواده هستند؛ «من اهلی».
۳-    همکار باید برای مدیر، در دلسوزی و نقش‌آفرینی همانند برادر عمل کند؛ «هارون اخی».
۴-    همکار باید با تعهّد و مسئولیتی‌که در انجام کارها از خود نشان می‌دهد، بر قوّت و قدرت مدیر بیفزاید؛ «اشدد به ازری».
۵-    همکار نباید خود را در نقش مدیر ظاهر کند، بلکه باید نقش پشتیبانی و همکاری برای مدیر داشته باشد؛ «اشدد به ازری و اشرکه فی امری».
مدیران جهادی از همکاران خود انتظار دارند که تلاش آن‌ها همراه باتقوا باشد، چنان‌که امیرمؤمنان علی؟ع؟ به فرماندار خود در بصره، «عثمان‌بن‌حنیف» فرمود:
«أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَاد.»(۷)
«با پرهیزکاری و تلاش خستگی‌ناپذیر و پاک‌دامنی و درست‌کاری مرا در مدیریت جامعه اسلامی یاری دهید.»
علی؟ع؟ در نامه‌ای دیگر، به یکی از همکاران خود توصیه می‌کند تا از همکارانی استفاده کند که از سوابق نیکی برخوردار باشند و آنان که روزی همکار اشرار بودند و در جنایت و خیانت بدکاران شرکت داشته‌اند را به‌عنوان همکار انتخاب نکند:
«إِنَّ شَرَّ وُزَرَائِکَ مَنْ کَانَ لِلْأَشْرَارِ قَبْلَکَ وَزِیراً وَ مَنْ شَرِکَهُمْ فِی الْآثَام … .»(۸)
«ای مالک! بدترین همکاران تو کسانی هستند که پیش از تو همکار اشرار و بدکاران بوده‌اند و در گناهان آنان شرکت داشته‌اند.»
۳- ساختار:
فعالیت‌های اجتماعی را باید در قالب ساختارهای سازمانی پیش برد؛ زیرا تقسیم و تنظیم کار، تعیین حیطه مسئولیت، تخصص، برنامه‌ریزی، نظارت و کنترل، همه باید در قالب یک ساختار قرار بگیرد تا کارها شکل و شمایل خود را پیدا کند؛ زیرا سازمان‌ها زاییده فعالیت‌های جمعی است.
هر نظامی برای دستیابی به اهداف موردنظر خود می‌کوشد تا از روش‌های مختلف، در قالب‌های گوناگون بهره‌گیری کند و هرچه سریع‌تر، روان‌تر و مؤثرتر به اهداف خود دست یابد و از این طریق هم بر اقتدار خویش بیفزاید و هم رضایتمندی عمومی را فراهم آورد.
با شروع انقلاب صنعتی در غرب و رشد صنایع و ازدیاد جمعیت، گسترش شهرها، تولید انبوه، افزایش مصرف و همچنین گسترش قدرت و اختیارات حکومت‌ها و … ایجاب می‌کرد که نظام سازمانی و ساختارهای اجتماعی و خدماتی نوینی، متناسب با نیازهای زمان ایجاد شود. این نیاز باعث شد تا اندیشوران اروپایی و آمریکایی را به مطالعات و تحقیقاتی بکشاند که نظام ساختاری و سازمانی فعالیت‌های جمعی و مدیریتی را طراحی و پیشنهاد نمایند.
به‌عنوان‌مثال می‌توان از «ماکس وبر» (۱۹۲۰-۱۸۴۶) نظریه‌پرداز این عرصه نام برد که نظام «بوروکراسی» را پیشنهاد کرد و یا «هانری فایول» (۱۹۲۵-۱۸۴۱) که نظریه تخصص‌گرایی را ارائه نمود.
برای همگان تا حدودی روشن است که ساختارهای سازمانی و تشکیلاتی در موفقیت و یا عدم موفقیت مدیران، نقش مؤثر و اساسی دارند، به‌ویژه اگر مدیریت را «کارکردن به‌وسیله افراد و گروه‌ها، برای رسیدن به مقاصد سازمان» تعریف کنیم، نقش ساختار برجسته‌تر می‌شود.
مدیریت جهادی با ویژگی‌هایی که دارد باید در قالب ساختار و سازمانی مدیریت کند که متناسب با چنین مدیریتی باشد. ساختار بوروکراتیک، پاسخ‌گوی ساختار جهادی و مدیریت جهادی نیست. ممکن است کسی این اشکال را مطرح کند که دستگاه‌ها و ساختارها مبنای علمی دارند و علم به معنای خاص آن، جهادی و غیر‌جهادی، اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد؛ مثلاً ۲×۲ مساوی با چهار است. این فرمول ساده ریاضی در همه مکان‌ها و زمان‌ها و در میان همه انسان‌ها با هر تفکّر و اعتقاد و نژادی که باشند، یک نتیجه بیش‌تر ندارد.
در پاسخ به این اشکال باید گفت: اولاً اگر این ساختارها دارای چنین مبنای علمی و قطعی بودند، این‌همه نظریه‌های گوناگون و متفاوت به‌وجود نمی‌آمد. ثانیاً بسیاری از همین ساختارها که روزگاری همگان بر آن‌ها تأکید می‌ورزیدند، بعد از گذشت زمانی، منسوخ شدند. ثالثاً قالب‌ها و ساختارها را انسان‌ها می‌سازند؛ انسان‌هایی که دارای تفکّرات، ذوق‌ها و توانمندی‌های گوناگونی هستند و هر زمان متناسب با اهداف، امکانات و نیازمندی‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند.
مدیر جهادی ساختاری متناسب می‌خواهد تا ضمن حفظ حدود و ثغور، با شتابی بیش‌تر و تلاشی افزون‌تر کارها را به‌پیش ببرد. به چند نمونه از شاخص‌هایی که در ساختار متناسب با مدیریت جهادی وجود دارد در این‌جا اشاره می‌کنیم:
۱-    ساختارها در مدیریت جهادی با توجه به مصالح و منافع و نظام و نیازهای جامعه طراحی می‌شود.
۲-    در مدیریت جهادی، ساختارها تنظیم‌کننده هستند و نه بازدارنده.
۳-    ساختارها برای هر‌چه ‌بهتر پیاده‌کردن عدالت شکل می‌گیرند، ولی در ساختار جهادی، عدالت را مقوله‌ای به‌نام احسان همراهی می‌کند؛ «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان»(۹)
۴-    در این‌گونه ساختار، میدان مسابقه و سرعت افراد، به‌سوی خیر و خوبی محدود نمی‌شود؛ «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات»(۱۰)
۵-    تقسیم‌بندی کارها در ساختارهای جهادی وجود دارد، ولی به معنای این نیست که واحدی نسبت به واحد دیگر هیچ مسئولیتی نداشته باشد. اگر مسئولیت تشکیلاتی نباشد، قالب‌های ساختاری نمی‌توانند مانع مسئولیت انسانی شوند؛ زیرا در فرهنگ اسلامی نباید ساختارها اصل کلّی و فراگیر «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُول»(۱۱) را مخدوش نمایند.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫    جهاد اقتصادی، بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،۸۲ .
۲٫    عیار مدیران از منظر رهبر معظم انقلاب، ص۶۸٫
۳٫    نهج‌البلاغه، خطبه۳٫
۴٫    همان، خطبه ۱۴۶٫
۵٫    طه/ ۲۴ «به‌سوی فرعون برو که او طغیان کرده است».
۶٫    همان/آیات۲۹ تا ۳۲.
۷٫    نهج‌البلاغه/ نامه‌۴۵.
۸٫    همان/ نامه‌۵۳.
۹٫    نحل/۹۰.
۱۰٫    بقره/ ۱۴۸.
۱۱٫    ارشاد‌القلوب/ ص۱۸۴.