امام جواد (علیه السلام) فرموده اند: چهار خصلت که در هر کس باشد، ایمانش کامل است؛ کسی که برای خدا ببخشد و در راه خدا منع نماید و برای خدا دوست بدارد و برای او خشمگین شود.
حدیث

تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّکَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَیْنِ اللهِ، فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ؛(۱)
صبر را بالش کن! و فقر را در آغوش گیر! و شهوات را به دور انداز! و با هوای نفس مخالفت کن! و بدان که در برابر دیده خدایی، پس بنگر که چگونه ‏ای؟

ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ لَمْ یَنْدَمْ تَرْکُ الْعَجَلَهِ وَ الْمَشُورَهُ وَ التَّوَکُّلُ عِنْدَ الْعَزْمِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛(۲)
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشمیان نگردد:
۱ – اجتناب از عجله
۲ – مشورت کردن
۳ – توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری.

إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنیئَهِ وَ عَواریهِ الْمُسْتَوْدَعَهِ یُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَه وَ یَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَه فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِکَ؛(۳)
جان و دارایی ما، از بخشش‏ های گوارای خداست و عاریه سپرده اوست، تا آنجا که از آن بهره ‏مند شویم مایه خوشی و شادی است، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است، پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن.

مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَکَرِهَهُ کانَ کَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِیَهُ کانَ کَمَنْ شَهِدَهُ؛(۴)
کسی که در امری حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، چون کسی است که غائب بوده.و هر که در امری حاضر نباشد ولی بدان رضایت دهد، مانند کسی است که خود در آن بوده.

ثَلاثٌ یَبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ تَعالى:کَثْرَهُ الاِْسْتِغْفارِ، وَلینُ الْجانِبِ، وَ کَثْرَهُ الصَّدَقَهِ؛(۵)
سه چیز است که بنده را به رضوان خدا می ‏رساند:
۱ – زیادی استغفار
۲ – نرمخویی
۳ – صدقه بسیار دادن.

إِیّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الشَّریرِ فَإِنَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَیَقْبَحُ أَثَرُهُ؛(۶)
از همراهی و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهیز! زیرا که او مانند شمشیر برهنه است که ظاهرش نیکو و اثرش زشت است.

تأخیر التوبه اغترار؛(۷)
به تأخیر انداختن توبه فریب خوردن است.

طول التسویف حیره؛(۸)
همواره به تأخیر انداختن انجام کارها، موجب سرگردانی است.

القصد الی الله تعالی بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال؛(۹)
با دل‏ها به سوی خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.

الإصرار علی الذنب أمن لمکر الله و لا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون؛(۱۰)
اصرار بر گناه آسودگی از مکر خداست، ” و از مکر خدا آسوده نباشد جز مردم زیانکار “.

لا ینقطع المزید من الله حتی ینقطع الشکر من العباد؛(۱۱)
افزونی نعمت از طرف خدا بریده نمی‏شود، مگر شکرگزاری از سوی بندگان بریده شود.

إظهار الشیء قبل أن یستحکم مفسده له؛(۱۲)
اظهار چیزی پیش از آنکه پایدار شود مایه تباهی آن است.

المؤمن یحتاج الی توفیق من الله، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ینصحه؛(۱۳)
مؤمن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا، و به پندگویی از طرف خودش، و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند.

العلماء غرباء لکثره الجهال؛(۱۴)
عالمان، به سبب زیادی جاهلان، غریب‏اند.

علم رسول الله (ص ) علیا (ع ) ألف کلمه، کل کلمه تفتح ألف کلمه؛(۱۵)
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، هزار کلمه (از علوم را) به علی علیه‏ السلام آموخت، که از هر کلمه‏ ای هزار کلمه منشعب می ‏شد.

إن رسول الله (ص) قال لفاطمه (ع): اذا أنا مت فلا تخمشی علی وجها، و لا ترخی علی شعرا، و لا تنادی بالویل، و لا تقیمی علی نائحه، ثم قال: هذا المعروف الذی قال الله عز و جل فی کتابه و لا یعصینک فی معروف؛(۱۶)
رسول خدا صلوات الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: وقتی که من از دنیا رفتم به خاطر من صورت نخراش! و مو پریشان مکن! و واویلا نکن و بر من نوحه نخوان! سپس فرمود: این همان معروفی است که خداوند عز و جل در کتابش فرموده: “و تو را در معروفی نافرمانی نکنند.”

إن القائم منا هو المهدی الذی یجب أن ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره، و هو الثالث من ولدی؛(۱۷)
قائم ما همان مهدی است که در غیبتش باید منتظرش شوند، و در ظهورش اطاعتش کنند. او سومی از پسران من است.

ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل، و إن کان نزرا قلیلا؛(۱۸)
ملاقات و زیارت برادران سبب گسترش و باروری عقل است، اگر چه کم و اندک باشد.

من أطاع هواه أعطی عدوه مناه؛(۱۹)
کسی که فرمان هوای نفس خویش برد، آرزوی دشمنش را برآورد.

الثقه بالله ثمن لکل غال و سلم الی کل عال؛(۲۰)
اعتماد به خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه‏ای است.

کیف یضیع من الله کافله، و کیف ینجو من الله طالبه، و من انقطع الی غیر الله و َکّله الله إلیه؛(۲۱)
چگونه ضایع می‏ شود کسی که خدا عهده دار و سرپرست اوست، چگونه فرار می‏ کند کسی که خدا جوینده اوست، و کسی که توجهش به غیر خدا جلب گردد، خداوند او را به همان شخص واگذار نماید.

من لم یعرف الموارد أعیته المصادر؛(۲۲)
کسی که محل ورود را نشناسد، از یافتن محل خروج درمانده گردد.

إتئد تصب أو تکد؛(۲۳)
اگر آرام حرکت کنید، به مقصود دست یابید یا به آن نزدیک می‏شوید.

نعمه لا تشکر کسیئه لا تغفر؛(۲۴)
نعمتی که برای آن شکرگزاری نشود، مانند گناهی است که آمرزیده نگردد.

من هجر المداراه قاربه المکروه؛(۲۵)
کسی که سازش و مدارا با مردم را رها کند، ناراحتی به او روی می‏آورد.

من عمل علی غیر علم ما یفسد أکثر مما یصلح؛(۲۶)
کسی که بدون علم و دانش کار کند، خراب کاری‏اش بیش از اصلاحش خواهد بود.

اذا نزل القضاء ضاق الفضاء؛(۲۷)
چون قضای الهی فرود آید، عرصه بر آدمی تنگ آید.

الأیام تهتک لک الأمر عن الأسرار الکامنه؛(۲۸)
روزگار و گذشت زمان، پرده از رازهای نهفته برمی‏دارد.

التحفظ علی قدر الخوف؛(۲۹)
به مقدار ترس احتیاط کنید.

لا هَدمَ لِلدینِ مِثْلُ البدعِ وَلا اَفْسَدَ لِلرّجُلِ مِنَ الطَّمَعِ؛(۲۹)
هیچ چیزی برای دین مخرب‏تر از بدعت و برای انسان تباه کننده‏تر از طمع نیست.

اَرْبَعُ مَنْ کُنّ فیهِ اِستَکْمَلَ ایمانَه: مَنْ اَعْطی للّه وَمَن مَنَع فِی اللّه وَاحَبّ لِلّه وَاَبْغَضَ فیه؛(۳۰)
چهار خصلت که در هر کس باشد، ایمانش کامل است؛ کسی که برای خدا ببخشد و در راه خدا منع نماید و برای خدا دوست بدارد و برای او خشمگین شود.

عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَهٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَهٌ، وَ هُوَ صِلَهُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّهِ، وَ تُحْفَهٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَه؛(۳۱)
بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، زیرا فراگیرى آن واجب و بحث پیرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى، تحفه مجالس و محافل، همدم و رفیق انسان در سفر و انیس و مونس او در تنهایى است.

لَنْ یَسْتَکْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِکَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ؛(۳۲)
بنده‏ حقیقت ایمان را در نمى‏یابد، مگر آنکه دین و احکام الهى را بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد و کسى هلاک و بدبخت نمى‏شود، مگر آنکه هواها و خواسته‏هاى نفسانى خود را بر احکام إلهى مقدّم نماید.

إنَّ بَیْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها کانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار؛(۳۳)
همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه‏اى مى باشد که از بهشت گرفته شده است، هر که داخل آن شود و با معرفت زیارت کند، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْکْبَرِ؛(۳۴)
هرکس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختی‏هاى صحراى محشر در أمان قرار مى‏گیرد.

ثَلاثُ خِصال تُجْلَبُ بِهَا المَوَدَّهُ: أَلاِْنْصافُ وَ الْمُعاشَرَهُ وَالْمُواساهُ فِى الشِّدَّهِ وَ الاِْنْطِواءُ عَلى قَلْب سَلیم؛(۳۵)
سه چیز است که به وسیله آن دوستى حاصل گردد:انصاف، و معاشرت و همیارى در وقت سختى، و سپرى نمودن عمر با قلب پاک.

الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَکاءٌ؛(۳۶)
انجام دهنده ظلم، کمک دهنده ظلم و کسى که راضى به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود.

التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْکَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّکینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ؛(۳۷)
تواضع و فروتنى زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش کلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن مى‏باشد.

التَّوْبَهُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ؛(۳۹)
شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران کردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ تصمیم جدّى بر این که دیگر مرتکب آن گناه نشود.

الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ؛(۳۹)
مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت کسى که او را نصیحت نماید.

یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) وَ کَنّیهِ؛(۴۰)
فرمود: زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است.

پی نوشت ها:
۱- تحف العقول، ص ۴۷۸
۲- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷
۳- تحف العقول، ص ۴۷۹
۴- تحف العقول، ص ۴۷۹
۵- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷
۶- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۷- تحف العقول، ص ۴۸۰
۸- تحف العقول، ص ۴۸۰
۹- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۴
۱۰- تحف العقول، ص ۴۸۰
۱۱- تحف العقول، ص ۴۸۰
۱۲- تحف العقول، ص ۴۸۰
۱۳- تحف العقول، ص ۴۸۰
۱۴- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷
۱۵- مسند الامام الجواد، ص ۹۷
۱۶- مسند الامام الجواد، ص ۱۰۱
۱۷- مسند الامام الجواد، ص ۱۳۱
۱۸- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۲
۱۹- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۰- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۴
۲۱- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۲- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۳- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۴- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۵- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۳
۲۶- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۴
۲۷- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۴
۲۸- مسند الامام الجواد، ص ۲۴۵
۲۹- نور الابصار، ص ۳۳۲
۳۰- کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۴۹
۳۱- حلیه الأبرار، جلد ۴، صفحه ۵۹۹٫
۳۲- بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۸۰، ح ۶۳٫
۳۳- عیون اخبارالرّضا(علیه السلام) – شیخ صدوق – ج ۲، ص ۲۵۶، ح ۶٫
۳۴- اختیار معرفه الرّجال – شیخ طوسی – ص ۵۶۴، ح ۱۰۶۶٫
۳۵- بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۱۸۱، س ۱/ أعیان الشّیعه: ج ۲، ص ۳۶، س ۱۴٫
۳۶- کشف الغمّه: ج ۲، ص ۳۴۸، س ۱۸، بحار: ج ۷۵، ص ۸۱، ح ۶۹٫
۳۷- کشف الغمّه: ج ۲، ص ۳۴۷، س ۱۹، بحار: ج ۷۵، ص ۸۰، ح ۶۵٫
۳۸- بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۸۱، ح ۷۴٫
۳۹- بحارالأنوار: ج ۷۲، ص ۶۵، ح ۳، مستدرک الوسائل: ج ۸، ص ۳۲۹، ح ۹۵۷۶٫
۴۰- وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۲۴۲، ح ۲۱۴۶۶٫